طولانی هست اما خیلی قشنگه توصیه میکنم حتما بخونیدش...
دستت را داده بودی به من که گرمش کنم. دست همیشه سردت را. باران زده بود و بیراههی سنگی دربند، سُر بود و سوز کوه میکوبید به صورتهامان. ها که می
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمی
دلتنگ توام و کاری ازگوشی تلفن ساخته نیستبا خودم فکر میکنم کهفاصله در خیالِ «گراهام بل»چگونه معنایی داشت...
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمی
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمی
خیلی دوست داشتم امروز کنارت باشم اما خب نشد...
از خدا برات بهترین لبخند ها رو ، بهترین خاطره ها رو و زیبا ترین روز هارو ارزو می کنم...
روز هات سرشار از لطف بی حد خدا...
کلیک کن...
خواهرت بارونی...
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمی
برسد به E:M عزیز م...
اذر هر سال من با غوغایی به پایان میرسد که هیچ کس نمی تواند جز من درک کند....
اذر هر سال من پر است از خوشی اصلا من اذر را بدون تو دوست ندارم...
و زاده اذر عزیز تنها دلیل خوش بودن
برچسب:
نویسنده: ماهان رستمی